العلامة المجلسي
843
حياة القلوب ( فارسي )
شود ومرغان رم كنند ، يا به آسمان رفته است يا به زمين فرو رفته است ، وملكي را حق تعالى فرستاد كه بر در غار ايستاد وگفت : در اين غار كسى نيست در اين درّهها متفرق شويد « 1 » . وبه روايت ديگر : چون حضرت داخل غار شد درختى را طلبيد كه آمد وبر در غار قرار گرفت وحق تعالى كبوتر وعنكبوت را فرستاد كه خانه ساختند « 2 » . وبه روايت ابن شهرآشوب : چون حضرت به آن غار رسيد درش بسيار تنگ بود كه داخل آن نمىتوانستند شد به قدرت الهى در غار چندان گشاده شد كه با شتر داخل شدند وباز به حال خود برگشت وبه امر حق تعالى در ساعت درختى بر در غار روئيد « 3 » . وديگران روايت كردهاند كه : أبو بكر در غار اضطراب بسيار مىكرد از بيم قريش وحضرت أو را تسلّى مىداد چنانكه حق تعالى در قرآن اشاره به اين نموده كه إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا يعنى : « اگر يارى نمىكنيد پيغمبر را پس يارى داده است أو را خدا در هنگامى كه بيرون كردند أو را كافران از مكة در حالتي كه دومين دو كس بود در وقتي كه هر دو در غار بودند در هنگامى كه آن حضرت به رفيق خود مىگفت : مترس بدرستى كه خدا با ماست » ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها « پس فرستاد خدا سكينهء خود را بر پيغمبر ويارى كرد أو را به لشكرها كه نديد آنها را » گفتهاند كه : حق تعالى ملائكة فرستاد كه ديدههاى كافران را از آن حضرت بست ، وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا « 4 » « وگردانيد سخن ووعيدهاى كافران را پست وكلمه وسخن ووعدهء حق تعالى بلند وغالب است » « 5 » .
--> ( 1 ) . رجوع شود به بحار الأنوار 19 / 40 وتفسير قمى 1 / 276 وخرايج 1 / 144 . ( 2 ) . بحار الأنوار 19 / 40 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 170 . ( 4 ) . سورهء توبه : 40 . ( 5 ) . رجوع شود به مجمع البيان 3 / 31 - 32 .